جدید ترین اشعار عاشقانه نسرین بهجتی
 

 

عکس

 

 

عکس

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مهر 1393ساعت 12:18  توسط نسرین بهجتی  | 

 

 

به بعضی از آدمها وقتی که فکر می کنی اخم میکنی طپش قلب پیدا

میکنی دچار دلشوره می شوی عصبانی می شوی و تمام روزت خراب

می شود... به بعضی از آدمها اصلا نمی خواهی فکر کنی تا به ذهنت

می رسند مثل یک مگس مزاحم از ذهنت دورش میکنی آنها صدمه

جدی به روح و روان تو وارد کرده اند فکر کردن به آنها نوعی

خودزنی است وسر انجام به بعضی از آدمها وقتی که فکر میکنی

ناخودآگاه لبخند می زنی فرقی نمی کند آخرین دیدارتان چند قرن پیش و

کجا بوده است چون ایمان داری در پس آن بدرود یک به امید دیدار

محکم هست یک به امید دیدار جانانه حتی اگر این دیدار جانانه در

زندگی بعدی هر دوی شما باشد !

( نسرین بهجتی 4 مهر 93 )

‏به بعضی از آدمها وقتی که  فکر می کنی اخم میکنی طپش قلب پیدا میکنی دچار دلشوره می شوی عصبانی می شوی و تمام روزت خراب می شود...   به بعضی از آدمها اصلا نمی خواهی  فکر کنی تا به ذهنت می رسند مثل یک مگس مزاحم از  ذهنت دورش میکنی آنها صدمه جدی به روح و روان  تو  وارد کرده اند فکر کردن به آنها نوعی خودزنی است وسر انجام  به بعضی از آدمها وقتی  که فکر میکنی ناخودآگاه لبخند می زنی  فرقی نمی کند آخرین دیدارتان چند قرن پیش و کجا بوده است چون  ایمان داری   در پس آن بدرود یک به امید دیدار محکم  هست یک به امید دیدار جانانه حتی اگر این دیدار جانانه  در زندگی  بعدی هر دوی شما  باشد !  

(  نسرین بهجتی  4 مهر 93  )‏
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 20:41  توسط نسرین بهجتی  | 

 

 

عکس

 

 

 

 
 
 
 
 
عکس
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مهر 1393ساعت 11:49  توسط نسرین بهجتی  | 

 

 

عکس

 

 

 

 

عکس

 

 

 
 
 
 
 
عکس
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم شهریور 1393ساعت 1:57  توسط نسرین بهجتی  | 

 

 

 

 

مرخصی مادر

 

کاش خدا به مادران در گور خفته یک روز مرخصی میداد

وقتی که دلت از زمین و زمان می گرفت 

تمام قرارهایت را لغو می کردی
 
پیراهن کودکی ات را در چمدانت می انداختی
 
و به سویش پر می گشودی
 
آنجا که چایی ات سرد می شود و دلت گرم خانه مادر است
 
دلم گپ ریز ریز
 
استکان استکان چای با طعم گس کودکیم را می خواهد 

باید برای خدا نامه ای بنویسم 

( نسرین بهجتی شهریور 93 )
عکس: ‏کاش خدا به مادران در گور خفته یک روز مرخصی میداد
 وقتی که دلت از زمین و زمان می گرفت 
تمام قرارهایت را لغو می کردی پیراهن کودکی ات را در چمدانت می انداختی
 و به سویش پر می گشودی 
  آنجا که چایی ات سرد می شود و دلت گرم  خانه مادر است 
 دلم گپ ریز ریز استکان استکان چای با طعم گس کودکیم را می خواهد   
باید برای خدا نامه ای بنویسم 

( نسرین بهجتی شهریور 93 )‏
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393ساعت 20:23  توسط نسرین بهجتی  | 

 

 

بزرگ بودن

 

 

بزرگ بودن به طول و عرض و داشتن قد و قامت نیست بزرگ
 
بودن به داشتن قپه و نام و نشان و مدال نیست بزرگ بودن اصلا
 
ربطی به تیتر جراید ندارد ربطی به صفرهای حساب بانکی ندارد
 
بزرگ بودن یعنی آدم بودن بعضی ها آنقدر آدمند که میخواهی گوشه
 
دلت برایش تا ابد یک صندلی بگذاری و بگویی بامرام باشرف آقا
 
میگذارید دستتان را ببوسم ؟

( نسرین بهچتی )
عکس: ‏بزرگ بودن به طول و عرض و داشتن فد و قامت نیست  بزرگ بودن به داشتن قپه و نام و نشان و مدال نیست بزرگ بودن اصلا ربطی به تیتر جراید ندارد ربطی به صفرهای حساب بانکی ندارد  بزرگ بودن یعنی آدم بودن بعضی ها آنقدر آدمند که میخواهی گوشه دلت برایش تا ابد  یک صندلی بگذاری و بگویی بامرام  باشرف  آقا میگذاری دستتان را ببوسم ؟

( نسرین بهچتی )‏

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 13:58  توسط نسرین بهجتی  | 

 

 

رنگین کمان

 

 

آنکه عشق را می فهمد خوب میداند به کجای قلبت شلیک کند 

میداند چگونه آرام و با شکوه از زندگیت خارج شود 

در خیالات تو ،او آنقدر خوب است... او آنقدر آدم است...

و آنقدر وجودش سرشار از باران و ردش رنگین کمان است 

که مجبور می شوی تا آخر عُمرت همه را با او مقایسه کنی 

و همین برای هفت پشت انزوای تو کافی ست !

The one who knows love ,knows well as
 
to what part of your heart to shoot at
 
he* knows how to peacefully and yet
 
 
magnificently exit your life 

in your thoughts he is so good... he is so
 
humane 
 

and his existence is so overflowing with
 
rain and in his trace he leaves such a
 
rainbow 

that compels you to compare everyone
 
 
with him for the rest of your life 

and just this is enough for you to have
 
seven generations in isolation !

Nasrin Behjati

* he, him used here for a male character
 
, it could also have been , she, her for a
 
female character .

( نسرین بهجتی )
عکس: ‏آنکه عشق را می فهمد خوب میداند به کجای قلبت شلیک کند 
میداند چگونه آرام و با شکوه از زندگیت خارج شود 
در خیالات تو ،او آنقدر خوب است... او آنقدر آدم است...
و آنقدر وجودش سرشار از باران و ردش رنگین کمان است 
که مجبور می شوی تا آخر عُمرت همه را با او مقایسه کنی 
و همین برای هفت پشت انزوای تو کافی ست !

The one who knows love ,knows well as to what part of your heart to shoot at
he* knows how to peacefully and yet magnificently exit your life 
in your thoughts he is so good... he is so humane 
and his existence is so overflowing with rain and in his trace he leaves such a rainbow 
that compels you to compare everyone with him for the rest of your life 
and just this is enough for you to have seven generations in isolation !
Nasrin Behjati
* he, him used here for a male character , it could also have been , she, her for a female character .

( نسرین بهجتی )‏
+ نوشته شده در  جمعه هفتم شهریور 1393ساعت 14:39  توسط نسرین بهجتی  | 

 

 

متن پیام بانو پوران فرخ زاد بمناسبت تولد نسرین بهجتی 


اگرچه زاد روز نسرین عزیز با درگذشت غزل بانوی گرامی ایران
"
 
سیمین بهبهانی " مقارن شد و به ظاهر غم با شادی آمیخت ، اما از
 
 
آنجایی که مرگ ویژه آدمهای حقیر ، گم کرده راه و بیهوده است ،
 
که نه تنها توانایی انجام کاری را برای خود نمی دارند بلکه از
 
سازندگی های جامعه نیز کاسته و بر شمار ستارگان شر و شیطان
 
نیز می افزایند .
 
پس با خجسته بادی به دوستان سیمین که از شاعران ماندگار
 
روزگار ماست به تولد نسرین عزیزم می پردازم و با آرزوهای
 
صمیمانه سالی سرشار از سازندگی و پیشروی های ادبی را برایش
 
آرزومندم .

و از خدا میخواهم بتواند با هوشیاری و کوشیاری تمام راه سیمین
 
عزیز را پی گرفته و به صورت بانویی سازنده در پهنای ادب ایران
 
 
و به ویژه زادگاهش بلوچستان تابش دوباره ایی را آغاز کند .

3 شهریور 93 پوران فرخزاد
عکس: ‏متن پیام بانو پوران فرخ زاد خواهر نازنین فروغ فرخ زاد بمناسبت تولد نسرین بهجتی 

اگرچه زاد روز نسرین عزیز با درگذشت غزل بانوی گرامی ایران
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم شهریور 1393ساعت 20:21  توسط نسرین بهجتی  | 

 

سیمین

 

 

در این مُرداد و این تفتگی

و این عطش و آتشی که از آسمان می بارد 

خبر آورند غزلی که به کُما رفته بود 

با شعرهای کبوتر وارش 

که پیامی به پاهایش بسته بود 

جهان را گذاشت 

و ترانه ترانه پر زد
 
* چوتخته پاره بر موج

رها رها رها من*

( نسرین بهجتی )
عکس ‏‎Nasrin Behjati II‎‏
عکس ‏‎Nasrin Behjati II‎‏
عکس ‏‎Nasrin Behjati II‎‏
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393ساعت 21:22  توسط نسرین بهجتی  | 

 

 

از جایی دیگر 

 

 

از جایی دیگر گریه نمیکنی از شدت ناباوری مومو میکنی 

تمام افعال ماضی زندگیت را پاک می کنی 

آمد بود خندید رفت همه و همه را پاک میکنی 

از جایی دیگر دور دلت را خط قرمز میکشی 

خط قرمز حریم دلت می شود برای حریم دلت
 
 
حُرمت قائل می شوی 

پشت پنجره می نشینی
 
 
و فقط به صدای باران گوش می دهی 

و با خدا قهوه می خوری

اما هنوز هم دلت نمی آید گردنبندش را از گردنت باز کنی !
 
 
 
 
عکس: ‏از جایی دیگر گریه نمیکنی از شدت ناباوری مومو میکنی  
تمام افعال ماضی زندگیت را  پاک می کنی 
آمد بود خندید رفت  همه و همه را پاک میکنی 
از جایی دیگر دور دلت  را خط قرمز میکشی 
خط قرمز حریم دلت می شود برای حریم دلت حُرمت قائل می شوی 
 پشت پنچره می نشینی و فقط به صدای باران گوش می دهی 
و با خدا قهوه می خوری
 اما هنوز هم دلت نمی آید گردنبندش را از گردنت باز کنی !‏

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393ساعت 0:54  توسط نسرین بهجتی  |