به دنبال دشمن در غریبه ها نگرد ... دلنوشته ای از نسرین بهجتی اردیبهشت 97

 

هرگز به دنبال دشمن در غریبه ها نگرد


گاهی دشمن واقعی در آستین توست


آنقدر در باورت زهر می ریزد


که می خواهی تمام طعم تلخ این زهر خانگی را

از دهانت به بیرون پرتاب کنی


اما می ترسی ... می دانی چرا ؟


چون معنای تُف سر بالا را خوب می دانی


و هنوز هم بر این باوری که چاقو هرگز دسته اش را نمی بُرد


و شرف درست از همین نقطه آغاز می شود .

 

نسرین بهجتی

عکس ‏‎Nasrin Behjati‎‏
 

 

 

چابهار ... صید ترال ... نوشته نسرین بهجتی فروردین 97

 

کشتی ترال ... چابهار ... صید ترال قلب دُرجان

 

گلی دختر سبزه رو خندان به محض اینکه نام یک آرایشگر خوب در چابهار را از او می پرسم بدون تردید می گوید دُرجان ... میگوید بیشتر عروس های چابهار را دُرجان درست می کند ...وقتی وارد خانه مادر شوهر دُرجان می شویم از لای در نیمه باز خانه اش بساط چلیم ( قلیان را می بینم ) مادر شوهرش توضیح می دهد که دُرجان برای آرایش صورت یک مشتری به خرازی خواهر شوهرش رفته است ... گلی دست و پادار و زبر و زرنگ مرا به خرازی می برد ... کف مغازه یک فرش رنگ و روفته و یک بالش کوچک و باز هم بساط چلیم است در قفسه های دور تا دور مغازه پر از نخهای رنگی و آینه های ریز برای سوزن دوزی و کلی سنجاق سینه و گوشواره بدلی بلوچی است ... صاحب مغازه با دوستش حرف می زند و چلیم می کشد به او می گویم هر جا می روم چلیم می بینم می خندد و می گوید اینجا چلیم کشیدن عادی است اما خدا نکند زنی سیگار بکشد در جا طلاقش می دهند ...حالا نوبت هنر نمایی دُرجان است ... دُرجان نه میز و صندلی آرایشگری دارد نه لوازم درست و حسابی برای آرایش ... اما به حرف گلی اعتماد می کنم و می گویم نهایتش صورتم را با آب و صابون می شویم ... مشتری باید کف مغازه دراز بکشد و یک بالش کوچک زیر سرش بگذارد ... مغازه پر از دود چلیم است ..دُرجان بدون برس فقط با دو انگشت اشاره با وسایل مختصر آرایش روی صورتم دست می کشد .. حرکات دستش درست مثل آرایشگر هتل ماردان پلاس آنتالیاست که با هزار ادا و اصول و کلاس گذاشتن شب بزرگداشت هایده هنرمندان را آرایش می کرد .. هر چه بیشتر به حرکات دستش نگاه می کنم بیشتر تحسینش می کنم ... کارش حرف ندارد .. مابین کارش از او می پرسم کجا دوره آرایشگری را دیده است می گوید هیچ جا هنرم مثل نقاشی ام خدا دادی است و اضافه می کند که تمام هنرهای زنانه از سوزن دوزی گرفته تا آشپزی را در حد عالی بلد است اما شوهرش به او اجازه کار کردن نمی دهد اینجا هم چون مادر شوهرش اجازه می دهد می آید ... از او می پرسم شغل شوهرت چیست ... میگوید شوهرم و برادرش هر دو ماهیگیر هستند هفته قبل دزدان دریایی سومالی برادر شوهرم را با هفت ماهیگیر دزدیده اند و شوهره نیز مدتی است بخاطر صید ترال چشم ریزهای چینی هرشب دست خالی به خانه می آید.. مگر صید ترال و کشتی ترال می گذارد حتی یک ماهی کوچک برای شام سفره ما بماند ..مات و حیران دو زانو کف مغازه می نشینم و از دُرجان می خواهم به من توضیح دهد صید ترال چیست و او می گوید .. کشتی های مجهز بزرگ چینی است ترال هم تور ماهیگیری بزرگی به شکل قیف است چینی ها انواع و اقسام ماهی ها را با این تور صید می کنند. تورهای کشتی آنها به قدری پیشرفته است که تخم ماهی ها را هم جمع می کند، پس قرار نیست که چیزی در دریا برای صید ما بماند. . به هر صورت کار آنها مثل کندن ریشه های درخت از زمین است با این تفاوت که اینجا دریاست و نابودی آبزیان و تخم آنها نابودی خود ماهم هست. آنها حتی صدف ها و مرجان ها را هم می برند و بازارهای محلی فروش آنها را هم کساد کرده اند. انگار کسی متوجه نیست که مردم سیستان و بلوچستان از روی بیکاری و فرار از محرومیت و فقر به صیادی روی آورده اند. خُب اگر بیکار شویم چه کسی جوابگوی ما و خانواده هایمان است؟ درجان اضافه می کند ماهیگیرهای ما سرانجام با رماتیسم و دیسک و کمر درد و آرتروز و پیری زودس گوشه خانه زمینگیر می شوند ................دُرجان حرف می زند من شعر دردهای خواهرم درجان می شوم وقت خداحافظی دلم می خواهد دستهای زحمت کش خواهر بلوچم را ببوسم .... در بازگشت به هتل زیر لب می خوانم

صد کشتی ترال

قلب دُرجان مرا صید ترال می کنند

وقتی که شویش

هرشب با تور خالی به خانه بازمیگردد

نسرین بهجتی

عکس ‏‎Nasrin Behjati II‎‏
عکس ‏‎Nasrin Behjati II‎‏