دلنوشته ای از نسرین بهحتی

کرونا به من آموخت

هرچه قلک شکستم و سفر رفتم و نوشیدم و خوردم و گشتم  گوارای وجودم باد

کرونا به من آموخت هر مهمانی که به بهانه شب چله و چهارشنبه  سوری و عید نوروز و تولد اعضای خانواده ام

در خانه ام  برگزار کردم نوش جان مهمان ها و خودم باد

کرونا به من آموخت آنچه که در سلامتی و بی نیازی به دیگران بخشیدم حلالشان باد

کرونا به من آموخت هر جایی را که بدون نگاه کردن به تقویم و ساعت در قهوه خانه های گمنام زندگی خوردم و نوشیدم گوارای وجودم باد

من بدون آنکه بدانم طاعونی چون کرونا روزی میل سفر و امکان دیدار دوستان را از بین خواهد برد زندگی را با دست خالی  و دل بزرگم جانانه زندگی  کردم 

و اگر خدای نکرده زبانم لال وقت مردن من عاشق زندگی ... من جان دوست ...فرا رسید

حداقل خوشحال باشم که زندگی را جرعه جرعه نوشیده ام و زندگی را با دل دریایی ام به وقتش خوب زندگی کردم 

نسرین بهجتی